آن کس كه حساب پاک است از محاسبه چه باک است؟
مسعود شفيعيكيا - ما ذوالفقاری در غلافیم و از هیچ ارعاب و تهدید و فشاری از آنانی که جام زهر به اماممان نوشاندند نمیهراسیم و بر پای این مکتب ما با دوستان شهیدمان تا سرحد شهادت پیمان خون بستهایم.
به اکبر هاشمی رفسنجاني
نامه یکی از روحانیان بازداشت شده به جرم سؤال از رفسنجانی در 15 خرداد 1385
آن روز که بر دهان ما کوبیدید تصور این را نداشتید که از دهانی صادق در مقابل میلیونها بیننده همانی را که تحمل شنیدن آن را از ما نداشتید، دوم شخص کشور بازگو کند.
آقای رفسنجانی آن روز سؤال ما از شما این بود که چگونه است که خود و فرزندان و خویشاوندان خویش را در هالهای از تقدس قرار دادهاید و از هرگونه سؤالی مبرا دانستهاید؟! شما در نامه گستاخانه و نسنجیده خود به ولی امرمان سرنوشت خود و تبار خود را با انقلاب و امام گره زده و از افشاگری پیرو صادق امام راحل نسبت به اتهامات مستند آقازادههایتان به عنوان «زیر سؤال رفتن تصمیمات بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران» تعبیر کردهاید! چه شده است که امنیت ملّی کشور را با منافع خود گره زده و با تهدیداتی لمپنیستی از فوران «آتشفشانهای خاموش» سخن میگویید؟!
آقای رفسنجانی!
ما در جریان پرفتنه 15 خرداد 1385با آتشفشانهای خاموش شما که توسط «مهدی»عزیزتان اجیر شده بودند مواجه شدیم. همان شرخرانی که به گواه خادمان حرم با اتوبوس به صحن مقدس حضرت معصومه سلام الله علیها برای ضرب و شتم سربازان امام زمان به جرم طرح سؤال از شما آمده بودند. ما برای مصلحت نظام که شما مدعای آن را دارید در برابر ظلمها و اهانتهای دوستان شما سکوت کردیم و در برابر احکامی چون سالها زندان و شلاق و نفی بلد که هنوز پا برجاست دم فروبستیم به امید اینکه هیچگاه آه مظلوم در این دنیا بیجواب نمیماند.
دوستان شما برای اینکه آثار ضرب و شتم که توسط آتشفشانهای خاموش شما بر ما عارض شده بود محو شود ما را روزها در زندان مرکزی قم بدون اثبات جرم در بدترین شرایط که حتی از حداقل سهمیه زندانیان برخوردار نبودیم محبوس نگه داشتند و ملبسین ما به لباس روحانیت را نیز بدون لباس روحانیت و با تهدید از زندان به جلسات دادگاه بردند ولی ما باز صبر کردیم .
روزنامه فحاش شما (جمهوری ...) از هر دروغ و جوسازی بر علیه ما که پناهی جز خدا نداشتیم دریغ نداشت. آنقدر فضا را برای ما تنگ کردید که تا ما به درخواست دوستان شما، خود را فریبخورده و سازمان یافته در ایجاد اغتشاش در مراسم 15خرداد 85 به دروغ اعتراف کنیم و وقتی که ما در زندان به سر میبردیم، دوستان شما به دروغ گفتند که با بخشش ملوکانه شما آزاد شدهایم و اصلا" از ظلم به کسی که جز خدا یاوری ندارد نهراسیدید.
حال در نامه شما به رهبر معظم انقلاب اسلامی، به کارگیری همان ادبیاتی را که بر علیه ما به کار میبردید را شاهدیم که بر علیه محبوبترین رییسجمهور کشورمان به کار بردهاید و از ادبیات کارگزاران طاغوت که منتقدان را به پس گرفتن سخنشان تهدید میکردند استفاده کردهاید.
آقای رفسنجانی! شما که تجربه مبارزات با رژیم ستمشاهی را دارید باید خوب بدانید که این ادبیات نه تنها راهگشای آن رژیم نبوده بلکه هر قدر که بر این فشارها افزوده شود بر بیداری و همهگیر شدن اعتراضات نیز افزوده میشود. چنانچه وقتی آن روز در هجمه شارلاتانیسم مطبوعاتی دوستانتان خواستید ما را فریبخورده و منافق و کسانی که میلیونها دلار گرفتهاند و تغذیه شده از متحجران حوزه خواندید و پا بر حلقوممان نهادید هرگز گمان نمیکردید که در پخشی پر بیننده توسط شخصیتی مردمی چون دکتر احمدینژاد راز نهچندان پنهان فرزندان شما آشکار شود. حال نیز با اشتباهی دیگر گدازههای خشم مردم را که دیگر فوران کرده است را به سوی خود می خوانید.
آن کس را که حساب پاک است از محاسبه چه باک است؟
اگر شما به پاکدستی فرزندانتان مطمئنید دیگر به رخ کشیدن تجمعات مخملیای که خاندانتان به پا کردهاند چه معنا دارد؟! شما به جای اینکه رییسجمهور محترم را به پسگیری سخنش بخوانید به حکم عقل از وی باید سند طلب کنی چرا اینگونه به آب و آتش میزنی؟!
آیا یادتان رفته در ابتدای پیروزی انقلاب اسلامی وقتی که منافقان به بهانه دستگیری فرزندان آیت الله طالقانی توسط دادگاه انقلاب اغتشاش خیابانی به پا کردند، امام راحل فرمودند: «... ولو اینکه اگر احمد را بگیرند بکشند هم من حرفی نمیزنم اما میخواهند اینها (غائله ) درست بکنند...» (صحیفه امام ج7 ص 42)
چه شده است که شما شأن فرزندان خود را از یادگاران امام بالاتر میبینید؟!
مگر رهبر معظم انقلاب اسلامی در ابلاغ فرمان هشت مادهای مبارزه با مفاسد اقتصادی تصریح نکردند:
«در امر مبارزه با فساد نباید هیچ تبعیضی دیده شود، هیچکس و هیچ نهاد و دستگاهی نباید استثنا شود. هیچ شخص یا نهادی نمیۀتواند با عذر انتساب به اینجانب و یا دیگر مسؤولان کشور، خود را از حسابکشی معاف بشمارد. با فساد در هر جا و هر مسندی باید بر خورد یکسان صورت گیرد.» (فرمان 8 مادهای 10/2/1380)
آقای رفسنجانی چرا مغالطه میکنید؟! چرا رهبری نظام را موافق تمام عملکردهای خود میپندارید؟!
مگر رهبر معظم انقلاب در دوران دولت شما فریاد برخورد با «نوکیسهگان دولتی» را بارها بلند نکرد و آیا مدیر شایسته شما «کرباسچی» که با تلاش شما مجازاتش تخفیف یافت، زاده دوران کاری شما نبود؟!
مگر بارها رهبری نظام از «خطر انباشته شدن ثروت و قدرت» در دست عدهای از وابستگان نظام نگرانی خود را ابراز نداشته است؟!
زندانهای ما فقط باید از مفلسان فاصله طبقاتی و آفتابهدزدها پر شود و آنان که سالها میلیاردها دلار از بودجه کشور را اختلاس کردهاند باید در اقدامات ضدامنیتی و براندازانه بر علیه دولت خدمتگذار دستشان باز باشد و چون نمونه کوچک آنان «شهرام جزایری» مایه مضحکه نظام قضای ما باشند؟!
این چه خیانتی است به اعتماد مردم؟ به نظام مقدس جمهوری اسلامی؟ که ما همواره باید برخورد کشورهای سکولار را با مفسدان دانه درشتشان را به نظاره بنشینیم ولی در کشوری که خود را وامدار حکومت عدل علوی میداند از امثال شما چنین تهدیدات کودکانه را بشنویم.
بسوزد و بشکند زبان و قلمی که مفسدهجوییهای «فائزه رفسنجانی» در این سالیان دراز را به مکتب پاک امام راحل ملحق کند و از افشاگری یاور صدیق انقلاب به عملی ضدانقلابی و منافقانه تعبیر کند و پیرسرباز فرسوده خویش «میرحسین موسوی» و دیگر «سردار برگشتی» را وا دارد که با موج خط نفاقشان سردار مقابله با صهیونیست جهانی را با اصحاب بیبندوباری که فرزندانش فراهم آوردهاند «دروغگو» بنمایاند. و بسته باد دهانی که کسی را که اعمال اقتصادی خلافقانونی چون بانکداری ربوی را در جامعه گسترش داد را با «شهید مظلوم بهشتی» که پرچمدار مبارزه با بانکداری ربوی بود مقایسه کند و یاور خمینی نامد.
آقای رفسنجانی!
دوران این سخنان گذشته است و دلتان به همدردهایی که بیم دارند که با همهگیری مبارزه با فساد خود و آقازادههایشان بر ملا شوند خوش نشود. چرا که رهبری معظم انقلاب اسلامی و مراجع عظام تقلید و حوزههای علمیه خود پرچمدار این دفاع مقدس از حیثیت نظام اسلامیمان میباشند و نمیخواهند مانند قلدرمأبان، جمعیت اراذل و اوباش را به رخ اهل حق بکشید، چرا که ما ذوالفقاری در غلافیم و از هیچ ارعاب و تهدید و فشاری از آنانی که جام زهر به اماممان نوشاندند نمیهراسیم و بر پای این مکتب ما با دوستان شهیدمان تا سرحد شهادت پیمان خون بستهایم .
سیعلم الذین ظلموا ایّ منقلب ینقلبون