به نقل از مركز اسناد انقلاب اسلامي :

داستان یار غار ـ قسمت یكم

هاشمی: ما به امام گفتیم بازرگان نخست وزیر باشد


همه قبول كرده بودیم كه ایشان [یعنی مهندس بازرگان] [نخست‌وزیر] باشند. ما پیشنهاد دادیم. امام اول ملاحظاتی داشتند. از جمله گفتند اینها حزبی‌اند و چون ایشان نمی‌خواستند حزب را تایید، حكم را به فرد دادند... ما پیشنهاد دادیم، امام حكم دادند... پیش از اینكه دولت بختیار سقوط كند، ایشان حكم را پذیرفت... فضا فضای فداكاری بود.

پرده یكم ـ نخست وزیری مهدی بازرگان


ماجرا از چه قرار است؟
روز یكشنبه 15 بهمن سال 1357امام خمینی طی حكمی مهندس مهدی بازرگان را به عنوان نخست وزیر دولت تعیین كرد. +

امام بعدها چه گفت؟
والله قسم، من از ابتدا با انتخاب شما [آقای حسینعلی منتظری] مخالف بودم، ... والله قسم، من با نخست وزیرى بازرگان مخالف بودم ولى او را هم آدم خوبى مىدانستم. والله قسم، من رأى به ریاست جمهورى بنى صدر ندادم و در تمام موارد نظر دوستان را پذیرفتم.
سخنى از سرِ درد و رنج و با دلى شكسته و پر از غم و اندوه با مردم عزیزمان دارم. من با خداى خود عهد كردم كه از بدى افرادى كه مكلف به اغماض آن نیستم هرگز چشم پوشى نكنم. من با خداى خود پیمان بستهام كه رضاى او را بر رضاى مردم و دوستان مقدم دارم؛ اگر تمام جهان علیه من قیام كنند دست از حق و حقیقت برنمى دارم.
(نامه امام به آقای منتظری ـ 6 فروردین 1368 ـ صحیفه امام، جلد 21، صفحه 331)

آقای هاشمی در این میان كجاست؟
به نظرم همه قبول كرده بودیم كه ایشان [یعنی مهندس بازرگان] [نخست‌وزیر] باشند. ما [اشاره به شورای انقلاب] پیشنهاد دادیم. امام اول ملاحظاتی داشتند. از جمله گفتند اینها حزبی‌اند و چون ایشان نمی‌خواستند حزب را تایید، حكم را به فرد دادند... ما پیشنهاد دادیم، امام حكم دادند... پیش از اینكه دولت بختیار سقوط كند، ایشان [مهندس بازرگان] حكم را پذیرفت... فضا فضای فداكاری بود. (مسعود سفیری. حقیقت‌ها و مصلحت‌ها. گفتگو با هاشمی رفسنجانی. نشر نی. تهران. صفحه 39)

و این داستان ادامه دارد...